الشيخ عباس القمي ( مترجم : محمد محمدى اشتهاردى )
46
كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيرت پيامبر اعظم و مهربان ) ( فارسى )
حروبه و مغازيه لها سير * بها يحدّث جيل بعده جيل يعنى : با ولادت با سعادت پيامبر ( ص ) ماه بدر هدايت بدرخشيد و در پرتو آن ، گمراهيها از بين رفت . و از سر كسرى ( شاه ايران ) هنگامى كه بر فراز بهرام براى سوگند برخاسته بود ، تاج شاهى سقوط كرد . و با آمدن خاتم پيامبران محمد ( ص ) ، زيورهاى ( شاهان ) فرو ريخت و تخت و مسند شاهنشاه ايران ، لنگ و لرزان گرديد . پاك و منزّه است خدائى كه پيامبر ( ص ) را در شب معراج به قرب خاصّ خود سير داد به آنجا كه چگونگى و تشبيه به آن راه ندارد . خداوند جسم پيامبر ( ص ) را به آسمانها برد ، در حالى كه روح ( جبرئيل ) ، خادم او بود ، و آنحضرت در پيشگاه خدا تجليل و احترام شايانى شد . براق جواد ( مركبى كه پيامبر را به آسمانها برد ) از آن او است ، و آسمان جادهء هموار براى او است و جبرئيل راهنماى سير او مىباشد . شريعت حق براى هدايت ، از آن او است ، و طريقت جوانمردى و بزرگوارى او غير از شريعت او ، و اصل كنندهء به مقصود است . جبرئيل ، قرآن را بر او نازل كرد كه با آمدن قرآن ، انجيل كه محتواى شريعت عيسى ( ع ) بود ، نسخ گرديد . و همهء اسفار تورات موسى ( ع ) پس از تابش روشنى بخش صبح قرآن ، تعطيل گرديد . اگر پيامبر اسلام ( ص ) نبود ، نه علم بود و نه عمل ، نه كتاب بود و نه معانى صريح كتاب و معانى باطنى آن . و نه از هستى خبرى بود و نه از انسان و فرشته ، و نه حديثى بود و نه وحى و نزول آيات . او داراى معجزاتى بود ، آن گونه كه شاخهء كهنه در دست او ، شمشيرى تيز